تبلیغات
از جنس من - وقتی نیامدی و من به جای گریه زار زَدَم!





























از جنس من

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها!!!

شما را به روح مُرده و زنده تان
شما را به جان عزیزان داشته و نداشته تان!
به عشق آن بچه ها ی گوگولی دنیا آمده و نیامده تان! یا بعد دنیا می آیدتان!

ببندید آن شیر تانگری را که برای شستشوی ماشین قراضه تان باز کردید! که به جای شستشوی همان ماشین قراضه تان با اکبر آقای همکار که اتفاقی از خیابان رد میشده راجب قسط عقب افتاده وام تان و میزان درصد سود فلان بانکی که اکبر آقا از آن وام گرفته و قیمت مرغ و بنزین و تیر آهن و کوفت و زهر مار حرف میزنید!

ببندید آن شیلنگ وا مانده ای* را که الان 6 یا 7 ساعت در باغچه به بهانه آب دادن درختان انگور و انارتان که خودتان هم خوب می دانید امثال هیچ محصولی برایتان نداشت جا مانده! باور کنید گلدان ها و درختان در هر هفته حداکثر دو بار بیشتر آب نمی خواهند! آن هم به میزان اندک نه یک جوریبار!

ببندید آن شیر آبی را که روی قابلمه ته دیگ های خشک شده ی ماکارونی چند روز پیش تان باز گذاشتید به بهانه اینکه شاید اندکی خیس بخورد و بلاخره دلتان رضا داده تا آن را بشورید!

ببندید آن فک تان را که الان 50 دقیقه است با اَقدَس خانوم همسایهِ کوچهِ بالاییتان فقط و فقط غیبت مرضیه عروس مادر شوهر دختر عمه تان راکرده است! و به یاد آوردید که قابلمه که هیچ کل خانه را آب بُرد!

ببندید همه ی این شیر های آب لعنتی را...
 و دلتان به رحم بیاید برای امثال منی که چشم به دوش حمام دوخته اند تا شاید قطره ای آب بیرون بریزد و حداقل بتوانند خود را گربه شور** کنند!


* یک جا رها شده - بی صاحاب خودمون!
** دوش گرفتن هول هولی که آنقدر زمانش کم باشد که اصلاحا (به مقدار زمانی در حمام گفته می شود که) فقط چرک های بدن خیس بخورد!


+ بابا به پیر به پیغمبر زنگ خطر آب کشورمون به صدا در اومده ... یکم بفهمیمم تو رو خدا! 

نوشته شده در دوشنبه 6 مرداد 1393 ساعت 06:33 ب.ظ توسط yalda نظردونی |